فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
331
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
عهدهء راهنمائى سفير برنيامده مورد خشم قرار گرفته است و حتى شاه درصدد بوده است شخصا او را به ضرب چوب تنبيه كند . اين موضوع باعث شد كه سفير بار ديگر لباس بپوشد و با عجله خود را به قصر سلطنتى برساند . در اين موقع ميدان پر از سرباز بود . سفير از در بزرگ اولين ساختمان كه چنان كه پيشتر گفتهايم به شكل برجى ساخته شده است وارد شد و پس از عبور از باغى و خيابانى كه با سنگ مرمر مفروش شده بود به ساختمان ديگرى رسيد . وى در اين خانه با دربانهائى كه تحت نظر « آقا » هاى خود خدمت مىكردند و حسن بيگ قورچى كه از قزوين تا اصفهان راهنماى وى بود روبرو شد . همچنين داود خان برادر امامقلى خان ، والى فارس و قرهخواجه را كه نزد شاه اعتبار زيادى دارد ملاقات نمود . اين آقايان از سفير درخواست كردند كه لحظهاى تأمل كند تا ، تيمور ، « آقاى » دربانان خفيه براى راهنمائى و بردن وى به محضر شاه بيايد . اين تيمور به زودى آمد و پس از آنكه سفير و دو روحانى همراهش ، برادر خوان تاده و برادر لئونارد را براى رفتن به حضور شاه راهنمائى كرد به دو روحانى ديگر به نامهاى برادر ديهگو « 206 » رئيس صومعهء اصفهان ، و برادر برناردد آزئودو « * » كه از فرقهء اگوستنها بود و مهماندار از باريابى آنها جلوگيرى كرده بود اجازهء شرفيابى داد . اين گروه پس از حركت از جائى كه ايستاده بودند ، از خيابان ديگرى كه با سنگ يشم و مرمر سفيد فرش شده بود گذشتند . اين خيابان هوائى بسيار خنك داشت و درختان اطرافش چنان سر بهم آورده بود كه كمترين شعاعى از آفتاب قدرت نفوذ در آنها نداشت . در دو طرف خيابان ، فاصله به فاصله ستونهائى از يشم و مرمر ، مزين به طلا ، ديده مىشد كه بر آنها سقفهاى مشبك چوبى زده بودند . روى اين سقفها را ياسمن و گلهاى ديگر پوشانده يكى از زيباترين مناظر را نه تنها در اصفهان بلكه در جهان ، بخصوص در آن گرماى شديد و برنتافتنى پديد آورده بودند . از وسط اين خيابان كه تقريبا بيست و پنج پا پهنا داشت آبراه باريكى كه نيم پا پهنا و همانقدر
--> ( 206 ) diego ( * ) bernard d , azeudo